تبليغاتX
صدای مردم

در روز جمعه تیم ملی ایران موفق شد با نتیجه 6 بر صفر مقابل ذخیره های خود به برتری دست یابد. این بازی که تماما علی دایی نام داشت، در شهر این آقا، در ورزشگاه این آقا و بین دو تیم این آقا برگزار گشت، که اتفاقا با حضور کم نظیر مردم شهر این آقا مواجه شد. علی دایی که پس از قبول و منت گذاری بر ملت ایران خود را سرمربی تیم ملی قرار داد نتوانسته بود پیروزی بدست آورد و حاشیه های ایجاد شده اش نیز نتوانستند کمکی به وی کنند، تصمیم گرفت با تیم دوم خود یا به نوعی ذخیره ها بازی کند تا روحیه از دست رفته خود را باز یابد. در این بازی که به گفته بعضی ها نتیجه از قبل تعیین شده بود علی دایی در تیم ذخیره ها نیز تغییرات فراوانی ایجاد کرده بود که از جمله می توان به نبود بازیکنان خارجی و 4 بازیکن اصلی اشاره کرد شاید این تغییرات برای ایجاد امنیت بوده و یا مسائل دیگر که ما از آن بی خبریم البته آقای مهدی تاج در مصاحبه ای که در یکی از شبکه های صدا و سیما پخش شد اشاره ای کوتاه به این مسئله داشتند و بیان نمودند تنها تیمی که تیم بود و مشکل دیگری نداشت همین سایپا بود و تیم هایی همچون پرسپولیس ، استقلال، سپاهان، صباباتری تیمی نبودند که بخواهند روبروی تیم اصلی علی دایی، بازی کند و نتیجه دلخواه را کسب نمایند. ما نباید فراموش کنیم که مالک تیم ملی ایران علی دایی است چراکه حتی لباس های این تیم را آقای دایی تهیه می کند . این آقا که دیگر هیچ کسی را بجز کفاشیان و مهدی تاج قبول ندارد می تواند هر تدارکی را برای تیم ببیند که اخراج جادوگر به خاطر انتقاد از فدراسیونی که انتقاد پذیر نبود و بازی با سایپا نمونه های بارزی از اقتدار علی دایی بودند. حتی گوشه کنارها خبر می رسد علی دایی که همیشه به فکر تیم خود بوده برای تقویت تیم اصلی قصد دارد که ذخیره های خود را قوی تر کند و با حضور بازیکنان در تیم ذخیره ها و نارنجی پوش کردن آنها تیم ملی را یک دست تر کرده که در این صورت تیم ملی با لباس نارنجی و با لوگوی سایپا می تواند قهرمان لیگ برتر، قهرمان جام باشگاههای آسیا و غیره ... گردد.

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 14:29 توسط م.ن |

فوتبال اروپا همیشه دارای جذابیت هایی برای مردم بوده و هست . در ایران می توان کسانی را پیدا کرد که از لیگ ایران بی خبر هستند اما از لیگ های اروپایی اطلاع کامل دارند.باید قبول کرد که تماشای بازیهای لیگ اروپا بسیار جذاب تر و زیباتر از فوتبال شرق است حال چه برسد به دیدن جام قهرمانان اروپا که بهترین تیم ها درآن به انجام بازی مشغول هستند. لیگ اروپا در چند سال اخیر شاهد افول و صعود تیم ها کشور های گوناگون بوده است.ما به یادآوریم سالهایی را که فوتبال ایتالیا در اروپا با تیم هایی همچون یونتوس ، آث میلان و رم قدرت نمایی می کرد، اسپانیا با تیمهایی همچون رئال مادرید و والنسیا، آلمان با بایرن اما اکنون قدرت در دستان تیم های انگلسی افتاد و انگلستان قدرت لیگ خود را به رخ سایر رقبا می کشند. قدرت نمایی تیم های انگلیس بجایی رسیده که ما بجز در فینال در نیمه نهایی هم شاهد برگزاری یک بازی کاملا انگلیسی هستیم. براستی باید گفت: که تیم های انگلسیی راه رفتن به نیمه نهایی را به خوبی می دانند. اکنون و در سال 2008 تیم هایی از جزیره به فینال راه یافته اند که به شیاطین سرخ و آبی جزیره معروف هستند. تیم منچسریوناتید انگلستان که با سرمربیگری الکس فرگوسن توانسته است افتخارات بسیاری را در جزیره کسب کند و بدنبال موفقیت های بزرگ در اروپا می گردد. این تیم که سال 1999 دریک بازی تاریخی با بایرن مونیخ آلمان توانست یک پیروزی رویایی را کسب کند و دوباره به دنبال کسب این جام با ارزش می گردد تا افتخاری به افتخارات قبلی اضافه کند سرخ پوشان جزیره با اتکاء به ستارگان بزرگ خود در پی این عنوان هستند. از سوی دیگر آبی پوشان لندنی که تاکنون موفق به کسب این عنوان برای خود نشده این پس از آنکه شرایط بحرانی (رفتن مورینیو) را پشت سرگذاشتند، شرایط را برای کسب چنین عنوان محیا می بیند. چلسی انگلستان با توجه به آخرین بازی خود مقابل قرمز پوشان منچستر و نتیجه ای که بدست آوردند برای خود شناس بیشتری را قائل می شود.همچنینباید گفت در آبی پوشان لندنی ستارگانی وجود دارد که می توانند تعیین کننده باشد. بازی لیگ قهرمانان اروپا گرچه در مسکو برگزاری می گردد اما حال و هوایی کاملا انگلیسی دارد. دراین فینال تماشاگران باید یک بازی انگلیسی را تماشا کنند و دیگر لیگ های اروپایی نظاره گر از دست رفتن قدرت خود باشند.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:41 توسط م.ن |

لیگ برتر ایران با تمام حرف های آن تمام شد و جام را برای هفتمین بار به تیم قهرمان دادند . صحبت من در مورد داوران، بازیکنان و یا مربیان هیچ یک از تیم ها نیست من اشاره دارم به خود جام اهدائی که به باشگاه برنده این تورمنت یکسال اهدا می شود این جام که به تیم قهرمان اهدا می شود بسیاری از مشکلات را نمایان می کند جامی کهنه که در حد لیگ ایران نیست. این جام که رنگی خاص دارد و نه به نقره و طلا و یا حتی برنز شبیه است فکر نمی کنم لایق قهرمان ایران باشد. ما با دادن جامی که با چرک دست سیاه شده بنوعی تیم قهرمان را تنبیه می کنیم تا تشویق . ما باید از لیگ های کشورهای همسایه و نه اروپا الگوبرداری کنیم و جامی را به تیم قهرمان بدهیم که برارزند ایران باشد همه مامی دانیم که ایران همیشه از مدعیان آسیا بوده است و باشگاه های آن از پرطرفدارترین های آسیا هستند پس چرا با چنین جامی که نشانی از قهرمانی در خود ندارد سعی کنیم رفع تکلیف کنیم. جالب اینجاست که این جام در دوره های گذشته پس از بالای سررفتن تخریب می شده و قمست هایی از آن بر سر بازیکنان قهرمان فرود می آمده اما خوشبختانه امسال فدارسیون با خرید چسب های مطمئن این مشکل راه حل کرد. جام ایرانی باید برازنده ایران باشد به طوری که با دیدن آن تیم ها به وجد بیاید و الگو همسایگان شود. ما اکنون در شرایطی هستیم که از فوتبال به عنوان یک ابزار راه گشای سیاسی و اختصاص استفاده می شود و طبیعتا یک جام سمبل آن است .هزینه هایی که در فوتبال ایران واز طرف فدراسیون انجام می پذیرد بسیار گسترده و به ده ها میلیارد می رسد آیا هزینه تهیه یک جام برازنده ایران آنقدر زیاد است که فدراسیون با آن همه بودجه توان در تهیه آن می باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:34 توسط م.ن |

بالاخره لیگ هفتم نیز پایان یافت ، لیگی که بیش از سایر لیگ های گذشته حاشیه برجای گذاشت. سرتاسر این لیگ حاشیه ها بودند که سبب شدند لیگ زیبا نشان داده شود. روزی نبود که در تیمی حاشیه سازی نشود و حتی در تیم های همچون پگاه نیز این امر رخ داد. هیجانی که این لیگ داشت در هفته آخر به اوج خود رسید . هیجانی که در بالا و پایین جدول مشاهده شد هیجانی بالاتر از لیگ های گذشته داشت اما این هیجان هم خاتمه یافت. جنوبی ها شکست خورده هفته پایانی بودند وهمراه شیرین فرازی که از همان ابتدای کار خود را قعرنشین می دید به لیگ پایین تر سقوط کرد. خوزستان باردیگر برزیلی پوشان خود را در حال سقوط ویرانه قرمز پوشان را در حال صعود . انگار که لیگ تحمل سه تیم خوزستانی را ندارد. برزیلی های آبادان که در هفته های پایانی به شکل های گوناگون امتیاز از دست دادند . مزد زحمات خود را گرفتند تا شمالی ها خود را بالا دست جنوبی ها ببینند. اما خوشحال تر از شمالی ها قرمز پوشان پایتخت بودند که برای دومین بار قهرمان لیگ برتر شده اند. مردی که سرمربی این تیم بود و از همان ابتدای فصل قول قهرمانی داده بود. با بهره گیری از قلب شیر و 100 هزار تماشاگر به قول خود وفا کرد و توانست گربه سیاه قرمز پوشان پایتخت که زردپوشان اصفهانی و برترین تیم آسیا بودند شکست دهد. اما نمی خواهم از استان خوزستان که مهد فوتبال ایران است خارج شوم،فوتبال خوزستان در سالی که گذشت شاهد رویدادهای کم نظیری بود، از سویی آب پوشان اهوازی تا اواسط نیمه دوم فصل برای قهرمانی می جنگید و از سوی دیگر قرمز پوشان اهوازی برای صعود به لیگ برتر به قدرت نمایی می پرداختند . اما پس از اتمام لیگ برتر این قرمز پوشان خوزستانی بودند که اکنون یک گام جلوتر از آبی های اهوازی به سر می برند زیرا با حذف آبی های اهواز در جام حذفی خود را در مدعی می دانند و به آینده امید بسته اند. قرمز های اهوازی که توانستند همشهری آبی پوش خود وقبل از آن تیم های قدرت مندی همچون سایپا و پاس همدان را حذف کنند در صورت پیروزی مقبل آبی پوش تهرانی راهی فینال خواهد شد، در این صورت راه یابی به آسیا دور از دست رس نماینده خوزستان نخواهد بود که بار دیگر افتخاری برای خوزستان به همراه خواهد اورد. اما در خارج پایتخت مهد فوتبال ایران این طلایی پوشان آبادانی بودند که در لیگ برتر و با حمایت تماشاگران خود بسیار امیدوار به ماندن در لیگ برتر بودند، اما چرخ زمانه به سود آنان گذشت و طلایی پوشان مغلوب خود شدند. حال خوزستان منتظر لیگ هشتم است و چشم به سرخ و آبی های خود دارد تا بتواند داغ سقوط برزیل خود را فراموش کند، برزیلی که برزیلی بازی کردن را از یاد برده بود.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:4 توسط م.ن |

در این روزها که فوتبال ایران روزهای پر تب وتابی را پشت سر می گذارد و همه بینندگان تلویزیونی را به دیدن فوتبال وادار می کند، فشردگی لیگ ایران سبب شده که علاقه مندان به فوتبال هرروز و بی اطلاع از زمان بازی ها فقط با روشن کردن تلویزیون خود منتظر دیدن یکی از بازی های لیگ شوند که خود جای تحسین دارد.

فوتبال ایران که از قدیم در نهایت فشردگی خود در هر هفته فقط یک بازی را انجام می داد اکنون در 3 الی 4 روز یک هفته خود را پشت سر می گذارد و در حتی نشریات ورزشی از بازی های لیگ عقب افتاده اند و بسیاری از آن بازی ها را خلاصه می کنند و یا از دست می دهند چرا که از دادن گزارش آن عاجز شده اند.

بازی های لیگ و فشردگی آنها فوتبال دوستان را به یاد بازی های لیگ اسپانیا و انگلستان می اندازد، فوتبالی که یک تیم در 72 ساعت 3 مرتبه بازی می کند.

اما ما هرگز نباید تیم های ایرانی را با آنان مقایسه کنیم چرا که از نظر بودجه و از نظر امکانات با آنها برابری نمی کنند.

فشردگی بازی های ایران هرچند سبب بالاتر رفتن حساسیت ها شده اما نباید فراموش کنیم که این فشردگی ها ممکن است طبعات سنگینی را در تیم ملی پس بدهد. مصدومیت هایی که بزرگ بازیکنان ایران در بازی های فشرده و سنگین  بدنبال دارد میتواند تیم ملی فوتبال را تا حد قابل ملاحظه ای در خلا قرار دهد. گر چه ما نباید فراموش کنیم که فشردگی بازی ها به لطف فدراسیون فوتبال آسیا بوده و آقای دایی بوده.

علی دایی که خود را سرمربی بدون قرار داد تیم ملی ایران می بیند و تیم لیگ برتری خود را در کورس قهرمانی نمی بیند تصمیم گرفت که بازی های لیگ برتر را در حد لالیگا وحتی بالاتر فشرده کند تا شاید بتواند تیم خود را از مکان فعلی به پله های بالاتر سوق دهد.

در هر صورت می توان گفت که در  این معادلات این تیم قرمز پوش پایتخت بوده است که در این فشردگی بازی ها نتایج قابل قبول تری را از خود به جای گذاشته و بقول سرمربی خود" افشین قطبی" یک تیم بین المللی بوده است.

 

اما ما نباید از فواید این فشردگی ها نیز به سادگی عبور کنیم، این فشردگی ها اگر چه ضررهایی دارد ولی سبب بالاتر رفتن سطح لیگ، بالاتر رفتن توان بازیکن ها و به نوعی سبب بالاتر رفتن سطح بازیکنان می گردد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:43 توسط م.ن |

رشته های قهرمانی چندین سال است رونق بسیاری گرفته اند و هر شخص دوست دارد که تا اولین سال های حضورش در هر یک از این رشته های ورزشی کسب مدال کند. مربیان این رشته های ورزشی نیز برای سرعت یافتن رشد و انگیزه شاگردان معمولا از اصول اولیه رشته ورزشی عبور می کنند . عبور از اصول اولیه سبب می شود که ورزش کار مفاهیم رشته ورزشی را متوجه نگردد و در مقاطع بعد دچار سردرگمی هایی گردد. همچنین ممکن است ورزشکار مصدوم شود و سال ها حسرت بخورد. همان طور که بیان شد اصول اولیه پایه و اساس هر ورزش هستند که نباید از آنها بطور گذرا و ساده لوحانه عبور کرد. چنانچه شخصی تمایل داشته باشد به رشته ورزشی گرایش پیدا کند شاید با دانستن اصول آن متوجه شود که نمی تواند در رشته رشدی کند و یا مطلع شود که از لحاظ روحی با ورزشی فوق همخوانی ندارد. ما اشخاصی و کسانی را در رشته های ورزشی داریم که چندین سال است فعالیت می کنند اما نتوانسته اند کسب مقام کند که ریشه در همان اصول دارد که در روزهای آغازین با آنها رو به رو بود و نگاهی کوچک به آنها انداخته ، اما همین اصولی که ورزشکار آنها را کوچک بر می شمرد اکنون سدی است در برابر افتخار آفرینی های او. متاسفانه این گونه افراد بسیارند، که سعی دارد پله های ترقی را پشت سر هم بگذارد، اما بی علم آگاهی کسب موفقیت فقط یک آرزو خواهد ماند. همان گونه که اکنون می بینیم ورزشکارانی موفق هستند و توانایی کسب افتخار را دارند که اصول اولیه را به خوبی می دانند و به آن آگاهی دارند.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:19 توسط م.ن |

فوتبال بیش از نیم قرن در ایران دایر شده است. در سال هایی که فوتبال در ایران جریان دارد مربیان زیادی آمدند و رفتند، و آنچه از آنان باقی مانده است خاطرات فقط آنان است. در این میان شخصیت هایی در فوتبال دیده می شد که خاص هستند شخصیت هایی تکرار نشدنی هستند همچون ناصر ابراهیمی، علی پروین و .... شخصیت هایی که در فوتبال رشد می کنند گاه خلقی دوست داشتنی و گاه زننده . اما هر نوع شخصیتی طرفدار خاص خود را دارد. امروز و در لیگ برتر ایران نیز همچنان شاهد تنوع شخصیت ها هستیم. از هر شهر و استان افرادی مانند غلام پیروانی مردی مردم دوست و پرطرفدار که علیرغم اینکه رنگی از آبی و قرمز برتن ندارد محبوب هر دو رنگ است . مجید جلالی یا همان مجید کامپیوتر ، فرهاد کاظمی ، محمد احمد زاده و نادر دست نشان این ها همه دارای محبوبیت هایی هستند که مربوط به خارج از زمین و ادب مردم داری آنان است. اما مطلب ما اختصاص دارد به مربیان دو تیم آبی و قرمز پایتخت. افشین قطبی مردی با ادب مثال زدنی است . او که در اولین سال حضور خود در ایران طرفدار بسیاری دارد در رنگ قرمز، آبی. همه از شخصیت بالای وی سخن می گویند نوع مصاحبه های او و ادب مصاحبه ای که در هر نوع شرایط از خود نشان داده افشین قطبی را مردی مثال زدنی کرده . او در مصاحبه های خود هیچ وقت از کلمات عام فوتبال ایران استفاده نکرده و نشان داد فوتبال، ادبی دیگر دارد. افشین قطبی اگرچه در روزهای آغازین در ایران جمله سازی را نمی دانست و در صحبت های خود از واژه های بیگانه استفاده می نمود، آنقدر زود پیشرفت کرد که آرزوی طرفدار هر تیمی داشتن چنین سرمربی شیرین سخنی باشد . قطبی به رغم حاشیه هایی که در نیم فصل دوم تیم او را همراهی می کرد هیچ گاه مصاحبه تندی را انجام نداد و همین اخلاق وی بود که تماشاگران را نیز به طرفداری از قطبی وا داشت. از سوی دیگر و در آبی های پایتخت شخصی سرمربی شد که دارای شخصیت طنز پردازانه ای بود ادبیات مصاحبه او دارای طنزهایی است که هر کسی را به خنده وا دار می کند تماشای مصاحبه های او فراتر از آبی و قرمز است و درمانی برای افسردگی . فیروز کریمی که مربیگری را در پاس آغاز نمود و پس از چند سال اکنون خود را سرمربی استقلال می بیند همچنان سعی دارد با حرکات و جملات طنز تماشاگر را از بعد بازی خارج نماید و خود را از فشار های روانی حاکم بر بعد از بازی خارج نماید. درست است که وی نتایج قابل قبولی را در استقلال کسب نکرده اما به لطف حرکات عجیب و کت هایش توانسته تماشاگران را ساکت نگاه دارد. فوتبال او فوتبالی از حاشیه است و هیچ گاه سعی نکرده که فوتبال را بدون حاشیه نگاه دارد. این دو شخصیت از دو نوع مختلفند که هر دو از محبوبان فوتبال ایران به شمار می آیند.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:5 توسط م.ن |

درحالی که کمتر از 1 ماه دیگر لیگ برتر ایران قهرمان خود را مشخص خواهد کرد و 7 سال از عمر حرفه ای خود را پشت سر می گذارد ، چهره ای ناخوشایند را به طرفداران فوتبال نشان می دهد. متاسفانه در این لیگ آنچه را می توان دید کوچک و بی حرمت کردن بزرگانی از دیدار فوتبال است بزرگانی که در دهه های گذشته از چهره های مشهور و محبوب کشور محسوب می شدند . اما اکنون در روزنامه ها، و رسانه ها تصوری خبرهایی حاکی از بی حرمتی شاگردان دیروز و تازه استادان نسبت به استادان و مربیان خود می شنویم که قصد دارند آن * چوب های آن استاد دلسوز را اکنون با خراب کردن نزد عودم جبران کنند.

در آغاز هفتمین لیگ برتر ایران استقلال تهران با مربیگری ناصر حجازی شروع کرد مردی که در دل هواداران آبی جایی خاص دارد سری حکومت ادامه داشت و علیرغم نتایج ضعیف از حمایت بظاهر همه جانبه مدیرعامل باشگاه برخوردار بود تا اینکه این تیم تصمیم به آوردن کسی دیگر کرد، شخصی که مدنظر استقلال تهران بود، درهم نام اهوازی این تیم سرمربیگری می کرد علیرغم مشکلات و کنتاک های پیش آمده بین دو هم نام آبی پوش تهرن موفق شد مربی آبی های اهوازی را به دست آورد، مربی که سوژه تلویزیون ها و خبرنگاران بود. داستان بلاتکلیفی های ناصر خان حجازی از آنجا آغاز شد که هر روز سمتی جدید به سلطان آبی ها با حفظ سمت قبلی داده می شد. یک روز سرپرست و روز بعد هیچ، یک روز مربی و روز دیگر هیچ روز مربی و روز دیگر هیچ و این سیر نوروزی ادامه یافت.

داستان ناصر خان هر ، رنگی جدید به خود می گرفت و حاشیه هایی که بازیکنان درست می کردند و جابجایی هایی که این مرد محبوب روزانه به آنها درگیر است و مقصدی فراتر از لیگ حرفه ای به خود گرفته است.

اما ناصر در این میان کمتر دهان به صحبت می گشاید و سخن به میان می آورد تا به ناگه کسی نگوید این امر محبوب آبی ها برای تیم خود حاشیه درست می کند.

از سوی دیگر علی دایی مردی که جهان فوتبال او را به خوبی می شناسد و با او عکس می گیرند . علی دائی که با رفتن مربی آلمانی سایپا مربی نارنجی پوشان کرج گردید توانست این تیم را با قهرمانی برساند و به آسیا ببرد در بحران های اخیر سازمان فوتبال و پس آنکه نتوانستند مربی خارجی به کشور بیاورند تصمیم گرفتند از استعدادهای درونی ایران استفاده کنند و از بین چند مربی ایرانی، علی دایی را به عنوان سرمربی تیم های فوتبال ایران  معرفی کردند.

علی دائی که چند سال پرحاشیه را در ایران سپری می کرد پس از آنکه به افتخاری جدید رسید تصمیم گرفت از سمت جدید خود نهایت استفاده را ببرد و انتقام سالهای پرحاشیه خود را بگیرد . علی دایی ابتدا بازیکنانی را که همبازیان وی در سالهای گذشته بوده اند بازنشسته کرد و از جوانان نارنجی پوش بهر گرفت پس خود را مظهر قهرمانی در ایران معرفی نمود و به جنگ بزرگان رفت که مربیان دیروز بوده اند کسانی همچون محمد مایلی کهن، و از کشاندن این پیشکسوتان به دادگاه جواب زحمات این عزیزان را داد و به خیال خود توانسته حق خود را از فوتبال ایران بگیرد.

علی دایی خود را طلب کار از فوتبال ایران می داند و به هیچ کس اجازه نمی دهد که دراین باره حتی سوالی از او بپرسند و دیگر برای او حرمت معنی ندارد و فراموش کرده است که این فوتبال ایران بود که * را پرورش داده و بزرگ گردانده

آنچه باید به یاد این عزیز آورد این است که پول و ثروت هر چند بسیار در زندگی کارایی دارند و او پر افتخارترین فوتبالیست آسیا است اما احترام به بزرگان برای خود وی هم احترام می آورد پس او نباید به فکر انتقام و حرمت شکستن این پیشکسوتان باشد چرا که حرمت خود را می شکند.

در پایان باید گفت: که این پیشکسوتان هستند که آیندگان فوتبال ایران را تربیت می کنند و نباید حرمتی از آنها گرفته یا شکسته شود زیرا خود ما نیز زمانی همانند آنها به ورزشکاران های دیروز تبدیل می شویم. حفظ حرمت مربی که فرصتی به ما داده واجب است پس نباید پس از قدرت فکری برای جبران زجرهای گذشته کرد.

امسال ناصر حجازی و محمد مایلی کهن براستی نمونه هایی از ورزشکارانی هستند که در زمان بازیکنی الگوی کملی از اخلاق بودند ، پس صحیح نیست با دادن سمت هایی خردکنند و کشاندن آنها به مکان های غیر ورزشی به در فکر شکستن حرمت ها باشیم.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:14 توسط م.ن |

سید مهدی نیّر- در حالی بازی های هفته 28 لیگ برتر فوتبال ایران برگزار شد که دو تیم پایتخت نشین آبی و قرمز تهران مغلوب حریفان شمالی و جنوبی خود شدند تا شمالی ها و جنوبی ها فوتبال خود را به رخ تهرانی ها بکشند. دو تیم بزرگ پایتخت نشین در حالی رو به روی حریفان این گونه مغلوب شدند که گلچینی از بهترین های لیگ را در اختیار دارند. بنظر می رسد که دیگر تیم های شهرستانی ترسی از نام این باشگاه ها ندارند و فقط به 3 امتیاز بازی روبه روی این دو تیم فکر می کنند . باوجود چنین بازیکنانی در ترکیب دو تیم به نظر نمی آید به دلیل ضعف بازیکنان باشد و باید مشکل را درحاشیه های و کادر فنی دو تیم دید البته اگر دلیل امتیاز نیاوردن دو تیم را حاشیه ها بدانیم دلیلی جز ضعف مدیریتی را نمی توان باعث آن دانست و چنان چه کنترل نشوند طرفداران هر دو تیم باید به لیگ دسته یک و قهرمان دراین لیگ امیدوار بود. هرچند که مدیران هر دو تیم محبوبیت بسیاری نزدیک هواداران خود دارند اما نبایدکه فراموش کرد دچار ضعف هایی هم بوده اند در تیم پرسپولیس و حاشیه های آن باید گفت این تیم در حال تجزبه به سه قسمت قطبی، استیلی و مرزبان، کاشانی است و حاشیه هایی که از همان روزی های اولیه قابل پیش بینی بود در هفته پایانی نیم فصل اول شروع به نمایان شدن کرد و چهره خود را تا هفته 28 این گونه نشان داد بازیکنانی که هر روز از کادر فنی انتقاد می کند و حتی اعضای کادر فنی که از خود و دیگر اعضا انتقاد می کنند، مدیری که کارش آشتی دادن بازیکنان و مربیان شده این ها دست در دست هم داده اند تا به این شکل طرفداران ناامید کنند. و از طرفی آبی های تهرانی که با حاشیه های همیشگی کریمی و روزانه او همراه بوده اند. بطوری که روزانه یک درگیری در تمرین این تیم عادی جلوه داده می شود و بازیکنان هر روز یک درگیری را تایید و درگیری روز قبل را تکذیب می کند. آبی های تهران در حالی که بادیدن سرمربی خود در دوربین های تلویزیونی جک های روز را می شنوند ، یکپارچگی خود را از دست داده اند و حتی در مطبوعات یکدیگر را تهدید می کند. البته شکست های دو تیم نباید این نکته را فراموش کرد که تیم های شهرستان به سرعت درحال قوی شدن هستند و از قدرت بالاتر خود نسبت به تیم های تهرانی سخن به زبان می آورند. که باید گفت این خود هم یک فرصت است و شاید هم یک تهدید. آنچه مشهود است ناراحتی طرفداران دو تیم از باشگاه محبوب خود است،که نتوانسته اند طرفداران تیم خود را راضی نگه دارند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:12 توسط م.ن |

 ابر قدرت های دیروز فوتبال ایتالیا و اروپا فقط برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان در سری آ می جنگند. شنبه شب در ساعت 23 دو ابر قدرت فوتبال ایتالیا، یونتوس و آث میلان که محبوبیتی فراتر از اروپا دارند در حالی به مصاف هم رفتند که یونتوس در مکان 3 جدول و با 14 امتیاز اختلاف نسبت به تیم صدرنشین و آث میلان در مکان 5 و چهار امتیاز اختلاف نسبت به تیم چهارم. آنچه مشهود است هر دو تیم قدرت سالهای گذشته را ندارند و اکنون فقط به جمع آوری امتیاز و حضور در لیگ قهرمانان می اندیشند. یونتوس که پس از حضور در سری B و بازگشت دوباره به سری A نتایج قابل قبول تری کسب کرده و توانسته خود را در بین 3 تیم اول ایتالیا قرار دهد . یونتوس که از مهره هایی بزرگ همانند بوفون، ندود، دل پیرو، ترزگه، کامورانزی بهره می برد، و به گمان بعضی ها قدرت قهرمانی در سری A را نیز همراه خود داشت، ولی باید گفت که این تیم شرایط بحران بزرگی را پشت سر گذاشته و بازیکنان این تیم همیشه مدعی آن روحیه قهرمانی را تاحدودی از دست داده اند . اما طبق گفته های مدیر و سرمربی این تیم که بیان کرده اند با شروع فصل جدید بازیکنان جدیدی را به خدمت خواهد گرفت امیدواری تماشاگران را زنده نگاه داشته اند. از سوی دیگر تیم آث میلان که تیمی پیر است در سال گذشته میلادی خود را قهرمان جهان کرده است به ستارگان پیر خود می نازد که همچنان کارایی دارند ولی نه برای قهرمانی در سری A. افول این ستاره ها گذشته این گونه آث میلان را دچار مشکل کرده و تنها ستاره کنون و راه گشا را کاکا هافبک بازی ساز این تیم قرار داده اند. تیم پیر شهر میلان اکنون بدنبال ستاره هایی می گردد تا بتواند قدرت گذشته خود را بدست آورد و روزانه صحبت از خرید ستارگان سوخته ای همچون رونالدینهو و شوچنکوی اوکراینی می باشد تا اندک امید هواداران را هم زنده نگه دارند. ولی نباید از قدرت کنونی تیم دوم شهر میلان – اینتر چشم پوشی کرد که از تیم اول شهر خود سخت گرفته و افتخار آفرینی می کند. به هر حال تقابل یونتوس و آت میلان پیروزی تیم تورین را به همراه داشت، که سبب شد تورینی ها به جایگاهی بالاتر اندیشه کنند و میلانی ها ناامیدتر از همیشه به مکان چهارم. این بازی با نتیجه 3 بر 2 به سود یونتوس خاتمه یافت. اینزاگی برای میلان 2 گل زد که با دوگل حمیدزیچ و و تک گل دل پیرو خنثی گردید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:9 توسط م.ن |